خوش ب حالش ک میاد اینجا و میبینه عشقش تو فکرشه میبینه چقد دوریش برا عشقش سخته
خوش ب حالش بهش اس میدم شمارم میفته رو گوشیش قلبش تند میزنه
خوش ب حالش صداش میکنم
خوش ب حالش هنوز عشقم صداش میکنم
خوش ب حالت!
من میدونم برمیگردی
مطمئنم
ی روز برمیگردی
ولی دیر نکن
میترسم ی روز برگردی و من فراموشت کرده باشم
میترسم ی روز بخوای برگردی ک دگ یکی دگ پیشم باشه یکی ک تا اخر عمر باید پیشش بمونم
هوف
اون شب بیداریا رو یادته؟!
فک میکردم تا اخرش مال همیم!اگ اینطور نبود هیچوقت اون حرفا زده نمیشد!
فک میکردم هیچی مارو از هم جدا نمیکنه
یادته ی شب زودتر از من از یاهو رفتی؟
بهت گفتم خیلی کارت زشت بود!
میترسیدم رفتن رو یاد بگیری!میترسیدم ترک کردن رو بلد بشی!میترسیدم عادت کنی ب این ک منو بذاری و بری!
دیدی؟!
بهت گفته بودم هیچوقت زودتر از من نرو!
عجب حافظه ای عشقم!
چ زود یاد گرفتی!
اگ بدونی همه ی اینایی ک برات تایپ میکنم با گریس از رفتنت خجالت میکشی!
نمیتونم ازت دلخور باشم!با خودم میگم بخاطر تو این کارو کرد!چون دوست داش . . .

خیلی مسخرس ن؟!
کوچکترین چیزا منو یاد تو میندازه!
مثلا تو مغازه گوجه سبز میبینم!
(علی:آها خوب شد گفتی مامان گوجه سبز آوردن برم بخورم!)
اووم یا دوسم میگ:عسل شیرین تر از موزه!
(علی:من عاشق موزم )
یا حرف از ماه رمضون میشه!
(من ب علی:ماه رمضونا با تو خیلی خوش میگذره)
خیلی مسخرس ن؟!
بیا برگرد علی!
هیشکی مثل من عاشقت نمیشه
بخاطر خودت برگرد :"(
برچسب:
نویسنده: ماهان طاهری